آنچه در زیر می‌خوانید٬‌نمونه‌ی کار آقای راضی‌زاده از شرکت‌کنندگان در دوره‌ی چالش‌های حقوق بشر است.

حقوقی که در این سالها به عنوان حقوق بشر شناخته می شود مدیون زحمات زنان و مردانی است که در این زمینه تلاش کرده اند و هزینه داده اند.و اگر زحمات این قهرمانان پیشرو نبود شاید اکنون ما فقط با قانونی روی طاقچه یا سندی مهمور در گنجینه ها مواجه بودیم . روز نوزدهم آگوست روز گرامیدشت این نوع دوستان پراگماتیست است.
کاربرد و استفاده عملی از این حقوق در جهت منافع انسانها بستگی به سطح آن جامعه دارد . سطحی که شامل میزان سواد، میزان استفاده از اینترنت ، بهداشت و نوع حکومت وعامل های مهمی که باعث پیشرفته خوانده شدن آن جامعه می شود و بالعکس. با این حال در جوامع پیرامونی که ما جهان سومش می خوانیم حق و حقوق مردمی مورد مناقشه هست که مردم اروپا و آمریکا سال ها قبل با آن مواجه بوده اند و از آن عیور کرده اند یا در حال عبورند . مساله هویت و قومیت و استقلال !

اقلیت‌های قومی

ما حداقل یک سابقه نه چندان دور از آن داریم،اعلام خودمختاری اذربایجان ایران در اوایل دهه سی خورشیدی یک نمونه عینی از احقاق حق این اقلیت ایران می باشد

آنچه که ما با یک نگاه به این رویداد می بینیم آوارگی ، قتل ، غارت انسان هایی است که فکر می کردند دارند راه رسیدن به حقوقشان را طی می کنند . سکونت سرزمینی این اقلیت محرز است، با مراجعه به اسناد تاریخی می توان آن را ثابت کرد اما نتایجش برای مردم این سرزمین در زمان پهلوی دوم فاجعه بار بود .

باتغییر رژیم در ایران و گذشت نزدیک به سی و هفت سال از عمر حکومت جمهوری اسلامی ما با حاکمیتی مرکز گرا و سرکوب گر مواجهیم . حاکمیتی که به هیچ عنوان حقوق اقلیت های قومی و مذهبی را به رسمیت نمی شناسد، با نگاهی به گزارش های نهاد های حقوق بشری در این سال ها این نقص حقوق برای ما ملموس تر خواهد شد.

در حکومت جمهوری اسلامی ما با یک مشکل بسیار پیچیده و حساسی مواجه هستیم و آن مساله مرز سرزمینی قوم های ساکن در ایران است ، به هر حال با کم شدن کنترل امنیتی ضعیف شدن حکومت مرکزی در ایران ما با این مساله ملموس تر آشنا خواهیم شد ،مساله ای که در آفریقا ما با آن زیاد برخورد کرده ایم و نمونه بارز آن اخیرا کشور سودان است که با استقلال جنوب آن کشور و مساله دسترسی به نفت و سایر منابع بین دو کشور جنگی فاجعه آمیز رخ داد که قبلا یک کشور محسوب می شدند و هزاران انسان بیگناه کشته شدند. این مساله در ایران نیز می تواند رخ دهد ، در شمال غرب ایران که به آذربایجان معروف است و اسناد سرزمینی آن محرز است در مناطق غربی از قدیم کرد های کرمانج ساکن بوده اند ولی جمعیت آن ها نسبت به ترک های آن منطقه کمتر بوده و هست . حال با نگاهی به احزاب و گروه های جدایی طلب ترک و کرد ما با نقشه هایی مواجه می شویم که مشترک هستند ولی نامها و حکومت های آن دوگانه اند و به عبارتی دیگر یعنی هر دو قوم این سرزمین ها را از آن خود می داند، در این فرصت کوتاه نمی خواهیم به حقانیت گروه ها بپردازیم که آن فرصت دیگری می خواهد ولی باید برای درگیری های آینده افرادی از هر دو گروه برای روشنگری و دفاع از حقوق انسانها و کودکانی که در آینده ممکن است کشته شوند و یا آسیب ببینند فکری کرد! این جاست که نظریه ها و تئوری ها رنگ عینی به خود می گیرند که برای احقاق حق انسان ها و در کل بشر باید هزینه داد و تلاش کرد.

برای رسیدن به این منظور باید تلاش کرد تا افراد رو مطلع کرد ، آموزش داد و حتا تبلیغات کرد . و از حکومت های توتالیتر نترسید که این عدم انجام دادن این کارها ما شاهد فجایعی خواهیم بود که قلب تک تک هر انسانی را ریش خواهد کرد !

 

سایر نمونه‌کارها را می‌توانید در این لینک ببینید.