نوشته‌ی زیر نمونه‌کار آقای آریا ایرانی یکی از شرکت‌کنندگان در کلاس روزنامه‌نگاری آنلاین با حسین نوش‌آذر و سپیده شایان‌مهر است که در سایت تربون زمانه منتشر شده است.

 

منصور کوشان،داستان نویس،نمایشنامه نویس،شاعر،روزنامه نگار وعضو کانون نویسندگان ایران بر اثر بیمارى سرطان ٢٧ بهمن در استاونگر نروژ درگذشت.
کوشان فعالیت خود را با نمایشنامه نویسى و شعر در حلقه جُنگ اصفهان آغاز کرد.علاوه بر او از این جمع هوشنگ گلشیرى و احمد میر علایى از دیگر چهره هاى سر شناس ادبیات معاصر بودند.پس از درخشش نمایشنامه هاى “فریادى براى گوش هاى کر”و”روزنامه هاى امروز،دیروزوفردا”فعالیتش را به عنوان مسئول مرکز فرهنگى اصفهان در رادیو تلویزیون ملى آغاز نمود.در ادامه کار گاه و بیگاه نمایشنامه هاى از خود و دیگران را گارگردانى میگرد و به صحنه میبرد.

پس از عزیمت به تهران در سال ۵۴،کوشان ضمن نوشتن نمایشنامه و انتشار آن به کار نقد و بررسى متون نمایشى در روزنامه “آیندگان” و ماهنامه “رودکى”مشغول شد.
بعداز انقلاب همکاریش را با صدا و سیما قطع نمود و هفته نامه ایران را تا بهار سال ۵٩ منتشر کرد.در پى تحولات فرهنگى و اوضاع حاکم بر فصاى مطبوعات کشور در آن سالها،کوشان چون بسیارى از شاعران و نویسندگان تا سال ۶۴ خانه نشین بود.محدودیت هاى سانسور به ویژه در حوزه ادبیات نمایشى او را بسمت داستان نویسى و رمان نویسى سوق مى داد.امااین پایان کار او در عرصه روزنامه نگارى نبود.پس از همکارى با دوره نخست”آدینه” وانتشار مقاله هاى درباره تئاتر،تلویزیون،شعر و عرفان سردبیرى ماهنامه “دنیاى سخن”را به عهده گرفت وپس از تعطیلى موقت این نشریه با همکارى عباس معروفى مجله گردون را منتشر کرد و کوشید به مفاد بیانیه اى که درباره نسل سوم ادبیات ایران به چاپ رسانیده بود،جامه عمل بپوشاند.

در عرصه نویسندگى نیز از آثار موفق او که با استقبال خوانندگان در آن زمان روبرو شد میتوان به رمان “محاق”و مجموعه داستان “خواب صبوحى”و”تبعیدى ها” اشاره کرد.رمان”محاق”روایتگر تلواسه هاى جمعى روشنفکر،شاعر،موسیقیدان،نقاش ونمایشنامه نویس است.دو اثر دیگر او”خواب صبوحى “و”تبعیدى ها” از نمونه هاى قابل ذکر در سبک نگارش جریان سیال ذهنهستند.
کوشان به این پرسش که شما در آثارتان بن بست روشنفکر ایرانى را که تعداد انگست شمارى هستند مطرح میکنید.آیا فکر میکنید این سبک پیچیده از نگارش توانایى برقرارى ارتباط با توده مردم را داشته باشد؟ اینگونه پاسخ مى دهد:”من براى توده مردم چیزى ننوشته و نخواهم نوشت. منِ نویسنده براى تعداد انگشت شمارى مى نویسم با این آگاهى هم مینویسم.قرار نیست نویسنده لیدر سیاسى باشد و حرکت هاى سیاسى جامعه اش را رهبرى کند.”در آغاز دهه ٧٠ و در راستاى احیاى کانون نویسندگان موفق شد ماهنامه “تکاپو” را منتشر کند که هم نقش مهمى در شکل گیرى جمع مشورتى کانون نویسندگان داشت و هم نقش مهمى در معرفى ادبیات مدرن،تکاپو یکى از مهمترین و تأثیرگذار ترین نشریه هاى ادبى بعد از انقلاب ۵٧ محسوب میشود.

بعداز ماجرای اتوبوس ارمنستان و وقفه طولانى فعالیت فرهنگى اش را با مجموعه شعر “مفهوم دیگر الفبا” از سر گرفت.پس از عدم دریافت مجوز از ارشاد براى مجموعه اى از آثارش، سر دبیرى مجله “آدینه”را بعهده گرفت و پس از سال ها بصورت دو هفته نامه و مرتب آن را تا قبل از خروجش از کشور و توقیف مجله منتشر کرد.از فعالیت هاى دیگر منصور کوشان در زمینه آزادى بیان، تدوین وجمع آورى امضاى بیانه ما نویسنده ایم یا متن ١٣۴و نقش اساسى اش در هیئت برگزارى و تدارک مجمع عمومى نویسندگان بود.
در فاصله سالهاى دهه شصت تا اوخر دهه هفتاد او نیز همانند بسیارى دیگر از روشنفکران و نویسندگان ایرانى بارها احضار،بازجویى و تعقیب شد.کوشان به دعوت انجمن قلم نروژ و یک روز پس از ناپدید شدن محمد مختارى براى سخنرانى در پنجاهمین سالگرد اعلامیه حقوق بشر در اسلو حاضر شده بود که پس از انتشار لیست مرگ نویسندگان و قرار داشتن نامش در صدر این فهرست دیگر به ایران بازنگشت.کوشان در سالهاى دور از خانه نیز ادبیات و هنر را رها نکرد.در طى همین سالها توانست رمان ها،نمایشنامه ها، داستان وآثار تحقیقى بسیارى را به رشته تحریر درآورد.او در سال ٢٠١٠ برنده جایزه اوسیتزکى انجمن اهل قلم نروژ شد.این جایزه که هرساله به روزنامه نگاران،نهادها یا نویسندگانى داده مى شود که در راه تحقق آزادى بیان کوشیده اند.